هفته گذشته سوار اتوبوسی در سراسر شهر شدم تا لئو، آشپز سابق کافهای را که دو سال گذشته را با سبزیهای روی بام مسطح ساختمان آپارتمانش مشغول شده بود، ببینم. من کلیپهای کوتاهی از چیدمان روی پشت بام او را دیده بودم که در یک گروه محلی محلی پخش میشد، و میخواستم ببینم که واقعاً از نزدیک چگونه به نظر میرسد، بدون نماهای تبلیغاتی صیقلی یا نقطههای گفتگوی نوشته شده.
لحظه ای که از پلکان فلزی به پشت بام بالا رفتم، وارد ابری نرم و مرطوب سبز شدم. آغوش های پلاستیکی بلند در سه طرف فضای باز قرار گرفته اند و به جای خاک با تکه های شل پوسته نارگیل پر شده اند. دستههایی از نعناع، کاهو بچه و رانرهای توتفرنگی کوچک به آرامی بالای آب کمعمق که به آرامی در هر کانال میچکید، در هم پیچیده بودند. لئو روی یکی از آغار خم شده بود، برگ های زرد شده گیاه ریحان را نیشگون گرفته و آنها را در یک سطل کمپوست کوچکی که در کنار پایش نگه داشته بود، می انداخت.
او وقتی متوجه شد که من به ریشه های آشکاری که در آب در حال گردش آویزان بودند خیره شده ام، خندید. او در حالی که دستهای نمدار روی لبههای پیراهن رنگپریدهاش را پاک میکرد، گفت: «بیشتر همسایههایی که در اینجا سرگردان هستند، فکر میکنند که من در حال انجام یک آزمایش آزمایشگاهی شیک هستم. او به من گفت که این ایده را برای اولین بار پس از تلاش برای زنده نگه داشتن گیاهان گلدانی روی طاقچه اش دریافت کرده است. هر تابستان، خاک فشرده گلدان ظرف چند روز خشک میشد و آفات قبل از اینکه اسفناج برای چیدن آماده شود به خوردن آن ادامه میدادند. او شروع به چیدن گلدانهای کوچک DIY با لولههای قراضه و سطلهای نگهداری قدیمی کرد، و به آرامی نحوه ترکیب مواد مغذی را در آب تغییر داد تا زمانی که سبزیهایش یک شبه پژمرده نشوند.
ما به نرده بتنی کم پشت بام تکیه دادیم در حالی که او من را از طریق ویژگی های کوچک چیدمانش راهنمایی می کرد. او به پمپ آب کوچکی اشاره کرد که در گوشه ای زمزمه می کند، که هر ساعت یک بار مایع را در هر فرورفتگی چرخانده تا از پوسیدگی ریشه ها جلوگیری کند. او همچنین یک پشته از سینی های کف کم عمق را در نزدیکی راه پله نگه می دارد، جایی که نهال های ریز را قبل از انتقال آنها به کانال های اصلی رشد شروع می کند. او چیزی را که رشد می کند نمی فروشد. بیشتر کاهو و نعناع به همکاران قدیمی کافهاش میرود و مشتی توت فرنگی رسیده که با بچههای ساختمان همسایه به اشتراک میگذارد.
لئو اشاره کرد که از زمان شروع کارش مجبور بوده سردردهای کوچک زیادی را حل کند. در روزهای بادخیز بهاری، سینی های بذر سبک وزن روی سقف بتنی منفجر شده و جوانه های جوان می ریزند. ماه گذشته، یک قطع موقت برق، پمپ را یک شبه خاموش کرد و او قبل از اینکه بتواند سیستم را در اوایل صبح روز بعد تنظیم مجدد کند، نیم ردیف گشنیز را از دست داد. او همچنان هر آخر هفته با تغییرات کوچکی دست و پنجه نرم می کند و ترکیبات مختلف مواد مغذی طبیعی را که از یک مغازه باغبانی کوچک در نزدیکی محله خود می گیرد، آزمایش می کند.
او توضیح داد که همه اینها حول یک سیستم کشت بدون خاک ساخته شده است، اصطلاحی که او تنها پس از تماشای یک آموزش آنلاین گاه به گاه برای پرورش دهندگان خانگی زمستان گذشته یاد گرفت. با این حال، او چندان به اصطلاحات پیچیده صنعت اهمیتی نمی دهد. برای او، این فقط راهی برای پرورش غذای تازه بدون مبارزه با خاک بد یا فضای محدود زمین در یک شهر شلوغ است.
وقتی آفتاب بعدازظهر پایین آمد، چند شاخه نعناع سبز روشن را چیدیم تا در قمقمه آبی که او با خود آورده بود فرو بریم. هوا بوی تند و تازه ای می داد، چیزی شبیه راهروی مواد شیمیایی و غبارآلود-در سوپرمارکت مرکز شهر نبود. لئو به من گفت که هرگز قصد ندارد این پشت بام را به چیزی بزرگتر تبدیل کند-او فقط یک منبع سبزی نرم و بدون اسپری برای وعده های غذایی روزانه می خواست. چند مستأجر ساختمان کنجکاو از او میخواهند تا آخر هفتهها راهاندازیاش را با آنها همراهی کند، و او خوشحال است که اصول اولیه را به همه نشان میدهد، البته تا زمانی که انتظار یک راهنمای تجاری گام به گام را نداشته باشند.
قبل از اینکه از پله ها پایین بروم، از او پرسیدم که آیا برنامه ای برای گسترش منطقه رشد پشت بام در اواخر امسال دارد یا خیر. شانههایش را بالا انداخت و به درختهای توتفرنگی درهم که روی لبه یک فرورفتگی میخزند، نگاه کرد. او گفت: "شاید، اگر بتوانم پلاستیک ضایعات ارزان تری پیدا کنم." "در حال حاضر، این پچ کوچک در حال حاضر بیش از اندازه کافی برای به اشتراک گذاشتن به من می دهد." ساکنان محلی که میخواهند خانهسازی{4}}در مقیاس کوچک را امتحان کنند، میتوانند لئو را بیشتر بعدازظهرهای شنبه روی پشت بام بیابند و خوشحال میشوند که از طریق فرآیند رشد آزمایشی-و-ش با هرکسی که میرود گپ بزنند.
